سيد علي اكبر قرشي
334
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
ولى من به شما گفتم : اين كارى است ظاهرش ايمان و باطنش كفر است اوّلش رحمت آخرش پشيمانى است در كار جنگ استوار باشيد و به كار خود ادامه دهيد و دندان به دندان در راه جنگ بفشاريد و به نعرهء نعره زنى اهميت ندهيد امام صلوات الله عليه با اين بيان آنها را مجاب كرد كه من حاضر به قطع جنگ نبودم و اين شما بوديد كه مرا وادار كرد و الان از من چه مى خواهيد . 7 : خوارج كه مرتكب كبيره را كافر دانسته و مى كشتند امام صلوات الله عليه در يك احتجاج به آنها فرمود : اگر بزعم شما من در امر حكمين خطا كردهام چرا همهء امّت محمّد صلى الله عليه و آله را به علت خطاى من در ضلالت مى دانيد و به گناه من آنها را كافر مى شماريد شمشيرها بر شانههايتان آنها را بر هر محل صحيح و سقيم فرود مى آوريد و گناهكار و بى گناه را به هم مخلوط ميكنيد : « فان ابيتم الّا ان تزعموا انّى اخطأت و ضللت فلم تضلّلون عامّة امة محمّد صلى الله عليه و آله بضلالى و تأخذونهم بخطئى و تكفّرونهم بذنوبى . سيوفكم على عواتقكم تضعونها مواضع البرء و السقم و تخلطون من اذنب به من لم يذنب » خ 127 ، 184 مى دانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله زانى محصن را سنگسار كرد و سپس بر او نماز خواند وارث او را به اهلش داد و آنحضرت قاتل را كشت و ارث او را به وراثش تقسيم كرد و نيز آنحضرت دست دزد را بريد ، و زانى غير محصن را تازيانه زد ولى از غنيمت به آن دو سهم داد و آن دو زنان مسلمان را تزويج كردند ، حضرت در رابطه با گناه آنها ، حدود خدا را جارى كرد ولى سهم آنها را از اسلام داد . « و قد علمتم انّ رسول الله صلى الله عليه و آله رجم الزانى المحصن ثمّ صلّى عليه ثم ورثّه اهله ، و قتل القاتل و ورّث ميراثه اهله و قطع السارق و جلد الزانى غير المحصن ثمّ قسم عليهما من الفى ء و نكحا المسلمات ، فاخذهم رسول الله صلى الله عليه و آله بذنوبهم و اقام حقّ الله فيهم و لم يمنعهم سهمهم من الاسلام و لم يخرج اسمائهم من بين اهله » خ 127 ، 184 8 : آنگاه كه براى سركوبى خوارج به طرف آنها تشريف برد ، آنها را از كشته شدن و به شقاوت رسيدن بر حذر كرد و فرمود : من شما را از اين حكميت منع كردم